
گفتگوی ویژه با حجت الاسلام والمسلمین حاج سید رضا مودب مولف کتاب علوم قرانی که در این گفتگو به بیان ویژگی ها و چگونگی تولید این اثر و همچنین ظرفیت های این کتاب برای طلاب سطح یک می پردازد. این کتاب نتیجه تلاش اساتید بزرگ قرآن کریم است که طی مدت دو سال به نتیجه رسده است. و مقرر شده که در سال تحصیلی جدید 1404 در سبد درسی طلاب قرار گیرد.

«علوم قرآنی»؛ از آموزش مهارتمحور تا شبههشناسی
تبیین مبانی و ساختار کتاب جدید «علوم قرآنی» در گفتگو با استاد سیدرضا مؤدب
مقدمه:
کتاب «علوم قرآنی» حاصل همافزایی جمعی از اساتید برجسته حوزه علمیه قم است. دکتر سیدرضا مؤدب در این گفتگو، ضمن معرفی مؤلفان و ساختار کتاب، به تبیین رویکردهای نوین این اثر در پاسخگویی به چالشهای روز و ارتقای سطح علمی طلاب میپردازد.
قدردانی:
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین. در آغاز سپاس دارم از مرکز تدوین متون درسی حوزه که برای درسهای سطوح آغازین طلاب محترم، منابع درسی ارزشمندی تهیه مینمایند. کتاب «علوم قرآنی» حاصل زحمت مدیران مرکز تدوین و جمعی از مدرسان و بزرگان حوزه علمیه قم است که در تدوین فصول آن سهم داشتند؛ اساتیدی همچون: غلامعلی عزیزیکیا، علی راد، محمد فاکرمیبدی، فتحالله نجارزادگان، سیدمحمود طیبحسینی، محمد فلاحیقمی، محمدحسن جواهری، علیاکبر بابایی و بنده (سیدرضا مؤدب). هر یک از این اساتید، تدوین فصلی از کتاب را بر عهده داشتند که در آغاز کتاب نیز از آنها یاد شده است.
بخش اول: اهداف آموزشی و سطحبندی مطالب
۱. آیا مؤلفان در مقدمه یا ساختار کتاب، هدفهای آموزشی هر فصل را بهوضوح مشخص کردهاند؟ آیا طلبه پس از اتمام هر درس، دقیقاً میداند که کدام «مهارت» کاربردی را کسب کرده است؟
بله، همینطور است. این کتاب شامل ۱۰ فصل و یک مقدمه در آغاز است که مباحث مقدماتی را پوشش میدهد؛ به همین جهت در آغاز هر فصل، اهداف آموزشی پیشبینی شده است. این اهداف بهگونهای طراحی شدهاند که با عنوان درس منطبق، مرتبط و کاربردی باشند تا طلاب محترم بدانند با چه هدفی این مبحث را مطالعه میکنند و قرار است از چه مطالبی آگاه شوند. مؤلفان در آغاز درس به این موضوع پرداخته و گاهی اهداف را بسیار ریز بیان کردهاند؛ مثلاً در بحث «نزول قرآن» ۵ هدف ذکر شده است: آشنایی با چیستی نزول، آغاز نزول، محتوای روایات مربوط به نزول، ترتیب نزول، اقسام آن، مدنی بودن سورهها و اسباب نزول. طراحی بهگونهای است که اگر استادی به این اهداف دقت کند، میتواند متن را بهخوبی تدریس نماید و طلبه نیز با توجه به این اهداف، مهارت و دانش لازم برای فهم آیات مرتبط را پیدا خواهد کرد.
۲. آیا مطالب کتاب برای سطح خاصی تنظیم شده است؟
در مورد سطحبندی مطالب، کتاب «علوم قرآنی» برای «سطح یک» تنظیم شده است. برای تمامی طلابی که وارد سطح یک میشوند، ۳۲ ساعت درس نظری (دو واحد درسی) در نظر گرفته شده و کتاب نیز بر همین اساس در ۱۰ فصل تقسیمبندی شده است. برای هر فصل تعداد ساعت لازم (مثلاً ۲ یا ۴ ساعت) پیشبینی شده است. مطالب بر اساس سطح یک تنظیم شده، اما نیاز به تدریس استاد دارد؛ چرا که در مواردی مطالب کمی از سطح یک بالاتر است و طلبه ممکن است بهتنهایی نتواند آنها را بهطور کامل درک کند. استاد باید مثالها را تبیین و تطبیق دهد و نکات پاورقییا منابع دیگر را در کلاس توضیح دهد.
بخش دوم: رویکرد علمی، منابع و پژوهشهای پایانی
۳. آیا روش مؤلفان در معرفی و ارجاع به کتاب مرجع حوزوی بهگونهای است که طلبه را به سمت مطالعه عمیقتر و اجتهادی سوق دهد یا صرفاً به نقلقول بسنده شده است؟
به نظر میرسد چون این کتاب حاصل تألیف جمعی از محققان است، سبکها یکسان نباشد، لکن در قالب فصول به منابع متعددی ارجاع داده شده تا طلبهای که جستجوگر است و مطالعه عمیقتری میخواهد، به آن منابع مراجعه کند. تلاش شده در هر فصل، عمده منابع مهم و بهروز (مثلاً در بحث نزول، محکم و متشابه، جمع قرآن و...) گنجانده شود تا طلاب با آخرین کتابهای موجود آشنا شوند. با این حال، تنظیم محتوا با توجه به اهداف «سطح یک» انجام شده و از قوت علمی کافی برخوردار است.
۴. ارزشیابی شما از پرسشها و تمرینهای پایانی کتاب چیست؟ آیا آنها صرفاً برای سنجش حافظه طراحی شدهاند یا طلبه را به مقایسه علمی دیدگاهها و استفاده از قواعد در مثالهای جدید هم وادار میکند؟
پرسشهای هر درس غالباً برای بازخوانی متن کتاب تنظیم شدهاند؛ اما بخش «پژوهشهای پایان درس» با نگاهی عمیقتر تدوین شده و به کتابهایی ارجاع میدهد که چه بسا در متن به آنها اشاره نشده است. در این بخش از طلاب خواسته شده دیدگاههای مفسران یا عالمان برجسته علوم قرآنی را بررسی کنند. بنابراین، پژوهشها فرصت ارزشمندی برای توسعه این دانش و عمیقتر کردن مطالب برای طلاب مستعد و علاقهمند فراهم میآورد. البته انجام این پژوهشها و پرسشها الزامی نیست، اما بهگونهای تنظیم شده که ذهن کنجکاو طلبه را تحریک کند تا مطالب را با نگاه «فهم و درک» دنبال کند، نه صرفاً حفظ کردن؛ چرا که حفظ کردنِ تنها، ماندگاری کمی دارد و به ذهن آسیب میزند.
بخش سوم: مواجهه با آراء اختلافی و شبهات روز
۵. آیا این کتاب در طرح مباحث اختلافی (مثلاً در مورد منشأ قرائت یا اعجاز)، دیدگاههای مخالف را بهصورت منصفانه و کامل تعریف کرده است تا طلبه بتواند مهارت نقد را تمرین کند؟
پاسخ به این سؤال قدری سخت است؛ از مؤلفان خواسته شده بود که در موارد اختلافی، بنا را بر تبیین «قول مشهور» بگذارند. ضمن ذکر اختلاف آرا، هدف این بوده که ورود جدی به آرای غیرمشهور صورت نگیرد و ابتدا آرای معروف تبیین شوند. مثلاً در بحث «جمع قرآن»، آرا متفاوت است، اما سعی شده قول مشهور (نظرات حضرت آیتالله خویی و آیتالله معرفت) تبیین شود. در بحث قرائات نیز استاد فاکر بهخوبی تبیین کردهاند که قول مشهور همان یک قرائت (قرائت عاصم) است. هدف این بوده که طلبه در ابتدا با تشدد آرایی مواجه نشود که مانع درک درست او شود، هرچند به بقیه اقوال نیز اشاره شده تا در سطوح بالاتر بررسی شوند. ما ملزم بودیم دیدگاه عالمان بزرگ شیعه نظیر شیخ طوسی، شیخ طبرسی، سید مرتضی، شیخ مفید و مرحوم صدوق را در اولویت قرار دهیم. در بحث تحریف نیز که برخی اخباریها به سمت آن رفتند، سعی کردیم دیدگاه مشهور تبیین شود.
۶. (سؤال تکمیلی): در فضای رسانهای و مجازی، مخالفان و منکرین شبهاتی را نسبت به اختلافات قرائت و تاریخ قرآن مطرح میکنند. آیا این کتاب توانسته اطلاعات کافی را بهصورت اجتهادی به طلبه برساند تا بتواند در فعالیتهای تبلیغی پاسخگو باشد؟
منابع معرفی شده در کتاب متقن، ارزشمند و کافی است. مؤلفان بهگونهای قلم زدهاند که همیشه قول معروف را تأیید کنند و اقوال دیگر را طوری طرح نکنند که زمینه گسترش شبهه فراهم شود. میدانید که جمعی از اهلسنت تمام قرائات را متواتر و نازل شده از طرف خدا میدانند، اما مصادر این حرفها بسیار ضعیف است. به نظرم اگر طلبهای با شبههای در جامعه مواجه شود، کافی است به کتاب و منابع معرفی شده رجوع کند تا دریابد جدیدترین مقالات و پاسخها در آن موضوع چیست.
بخش چهارم: روششناسی دفاعی و نقد مستشرقان
۷. مؤلفان در مواجهه با چالشهای تاریخی، چه روش علمی را برای پاسخگویی به طلبه میآموزند؟ آیا روش بیشتر دفاعی است یا تهاجمی؟
روشهای نقادییا تهاجمی در سطح یک جایگاه چندانی ندارد؛ چون طلبه سطح یک ابتدا باید روش فهم، تبیین و سپس «دفاع» را بهدست بیاورد. مثلاً یاد بگیرد وقتی گفته میشود فلان روایت موجب تحریف است، چگونه پاسخ دهد. به نظرم این کتاب در مقام بیان روشهای تبیینی و دفاعیِ معقول و منطقی است.
۸. آیا در مباحثی مثل اعجاز علمییا نقد شبهات، از منابع جدید استفاده شده است یا صرفاً به منابع کلامی سنتی اکتفا کردهاید؟
در مباحثی مثل «اعجاز» که بسیار بهروز است، مثالها و نمونههای جدیدی مطرح شده است. رویکرد ما بیشتر بهرهگیری از تجربه عالمان معاصر مانند علامه طباطبایی و آیات عظام مکارم شیرازی، جوادی آملی، مصباح یزدی و سبحانی بوده است تا نگاه یک فیلسوف و مفسرِ عالم به مسائل اجتماعی را به قرآن نشان دهیم و الگویی برای ثبات فکری طلاب معرفی کنیم.
۹. آیا مباحث مربوط به نقد مستشرقان در کتاب صرفاً در یک فصل محدود گنجانده شده یا در سرتاسر فصول بهعنوان یک رویکرد جریان دارد؟
در موضوعاتی که زمینه شبهه داشته (مانند اعجاز، ترجمه، قرائت و تحریفناپذیری)، دیدگاه مستشرقین بهصورت غیرمستقیم بیان و نقد شده است. نخواستیم شبهات را خیلی برجسته کنیم، بلکه با ظرافت و دقت لازم به آنها پاسخ داده شده است.
بخش پایانی: نقد ساختاری و افق پیشرو
۱۰. آیا شیوه نگارش مؤلفان توانسته مباحث خشک علوم قرآنی را برای طلبه جوان جذاب بیان کند؟
در این تألیف جمعی، هر مؤلف با قلم خود مطالب را بیان کرده و گاهی سبکها متفاوت است. سعی شده با ذکر مثالهای جدید و موارد تاریخی (مثلاً در بحث جمع قرآن)، بحث روانتر شود. مجدداً تأکید میکنم که این متن «استادمحور» است و نقش اساتید در تبیین آن بسیار گرانقدر است.
۱۱. ضرورت علمی این کتاب چقدر بوده و مهمترین خصلت مهارتی آن چیست؟
مؤلفان معتقدند این متن بهروز و دارای ساختاری کامل است. پیش از این، متن ارزشمند جناب آقای جوانآراسته مطرح بود که هنوز هم مورد استفاده است، اما با توجه به سرفصلهای جدید و توانمندی اساتید این پروژه، به نظر میرسد این کتاب در تحقق اهداف خود بسیار مؤثر باشد.
۱۲. مهمترین نقد آموزشی شما به این اثر چیست؟
در برخی فصول، متن فراتر از سطح یک و قدری سنگین است که باید روانتر شود؛ هرچند برخی مؤلفان معتقدند متن درسی باید موجز باشد تا قابل تدریس بماند. در پایان از تمامی مدرسان سپاسگزاریم و استدعا داریم به ساختار، ترتیب بحثها و بودجهبندی زمانی ذکر شده در مقدمه توجه کامل داشته باشند.